تبليغاتX
دوستت دارم ايران

یکشنبه 1386/04/31

مصاحبه اکبر گنجی با یکی از روزنامه ها

مصاحبه اکبر گنجی با یکی از روزنامه ها

(قسمت اول)

با اکبر گنجی، در روزهایی که یک به یک بر تعداد زندانیان کشور و به ویژه دانشجویان افزوده می شود، از علل فشار بر فعالین جامعه مدنی و راه های حمایت از آنان سخن گفته ایم. مصاحبه در پی می آید.

 

اصولا این همه فشار روی دانشجویان، زنان، کارگران و... ناشی از چیست؟
دولت جمهوری اسلامی، رژیمی است که از قدرتمند شدن جامعه به شدت می هراسد. یک نظام استبدادی را وقتی می توان تداوم بخشید که جامعه ضعیف باشد. لذا هر جا که می بینند جریاناتی به نام زنان، دانشجویان، کارگران، معلمان و غیره در حال شکل گیری است که می تواند علایق، منافع و ترجیحات مختلف اجتماعی را متشکل و به این ترتیب جامعه را قدرتمند سازد، همه نیروی خود را معطوف به سرکوب آن گروه ها می کنند. رژیم جمهوری اسلامی به خوبی واقف است که جامعه قدرتمند، راهگشای دموکراسی و جامعه ضعیف، متناسب با دیکتاتوری و خودکامگی است. از همین روست که نیروهای خود را به تمامی متوجه سرکوب سازمان یابی جامعه کرده است.

 

در چنین شرایطی چه باید کرد؟

سردرگمی عجیبی ما را گرفتار کرده است. یا از طریق انقلاب و جنگ مسلحانه به دنبال تسخیر دولت هستیم و یا هیچ کاری جز شرکت در انتخابات نمی کنیم. در هر دو حال "لنینیست" هستیم. یعنی تنها راه تحول را تسخیر دولت می دانیم. در حالیکه تنها راه درست رسیدن به دموکراسی، متشکل کردن جامعه است؛ متشکل کردن علایق مختلف، منافع و ترجیحات مختلف و همچنین هویت های گوناگون. اینها باید بتوانند متشکل شوند تا جامعه قوی شود. تا زمانی که جامعه قدرتمند نشود، دموکراسی پدید نخواهد آمد. به همین دلیل امروزه هر گونه پروژه دموکراسی خواهی در ایران باید معطوف به حمایت از جریان هایی باشد که در جهت متشکل کردن علایق و ترجیحات مختلف اجتماعی حرکت می کنند. فراموش نکنیم که دانشجویان در این سال ها زحمات زیادی در این زمینه کشیده و بیش از هر گروه اجتماعی دیگر، از آغاز انقلاب تا به امروز، در این راه هزینه داده اند. دوستان ما در دفتر تحکیم وحدت و خصوصا ادوار تحکیم ، در سالهای اخیربه طور همه جانبه از آزادی و حقوق بشر دفاع کرده اند. هر گاه گروه های مختلف مورد ظلم قرار گرفته اند، این تحکیمی ها و ادواری ها بوده اند که در دفاع از آنان پیشقدم شده و برایشان جلسه گذاشته اند. به همین خاطر معلوم بود که حکومت در یک جایی با اینها برخورد می کند. افرادی که امروز در ایران دستگیر شده اند، به یک معنا تنها صداهای دموکراسی خواهی و آزادی طلبی در ایران هستند. اما متاسفانه ما گرفتار وضعیتی شده ایم که نه تنها برای آزادی و دموکراسی کاری انجام نمی دهیم، بلکه از کسانی هم که در این راه مبارزه می کنند، حمایتی به عمل نمی آوریم و از کنار آنهابی تفاوت می گذریم

 

قسمت دوم را فردا بخوانید

نوشته شده توسط مرتضی در 10:39 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1386/04/30

براندازی

موفقيت هر كار مهمي مستلزم داشتن استراتژي و برنامه جامع و واقع بينانه مرحله به مرحله كار و تلاش در تامين كليه  امكانات ضروري براي تحقق فعاليت ها است.نقشه و برنامه جامع واقع بينانه در اين زمينه نه تنها توان و قدرت مبارزان را افزايش ميدهد بلكه از ضروريات رسيدن به پيروزي است. منظور از نقشه و برنامه جامع ترسيم مجموعه سياست ها و فعاليت هايي است كه براي رسيدن به هدف آزادي ايران  اجراي هر يك از اجزاي آن ضروري است

توجه به مسائل و برنامه هاي كوچك و پراكنده و تنها عكس العمل نشان دادن در برابر اعمال ضد بشري روزمره رژيم و سالروز اين يا آن واقعه را برگزار كردن و تنها روي مشكلات و نقائص رژيم انگشت گذاشتن جواب مسئله اساسي ما را نميدهد. امروز ما براي آزادي ايران بايد به دنبال تنظيم طرح و نقشه و برنامه جامع و استراتژي كار مرحله به مرحله مبارزه و تامين كليه امكانات ضروري براي اجراي آن باشيم. داشتن برنامه جامع و استراتژي مشخص كار امكان موفقيت ما را افزايش ميدهد و باعث ميشود تا در كليه موارد،تاكتيكها و روشهاي كار و نيرو و فعاليت هاي خودمان را در مسير رسيدن به هدف نهايي قرار دهيم. ما بايد مبارزات مسالمت جويانه خودمان را به ترتيبي  برنامه ريزي كنيم كه موفقيت نهايي تنها در اثر اتكا  به نيرو و توان و حتي الامكان كليه امكانات خودمان بدست ميآيد.

لطفا راه كارهاي مناسبي كه به نظر شما مي رسد را در بخش نظرات بنويسيد.

سپاسگزارم.

نوشته شده توسط مرتضی در 9:15 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1386/04/29

براندازی

در سالهاي اخير بسياري از ديكتاتوري ها،چه با ريشه هاي داخلي يا خارجي در مواجهه با مبارزات سازمان يافته مردم آزاديخواه اين كشورها،سقوط كرده و يا متزلزل شده اند.حتي ديكتاتوري هاي بسيار قدرتمند و ظاهراپايدار و داراي بيشترين نيروي نظامي و شبه نظامي و امنيتي و ضد امنيتي در برابر مقاومت هاي مسالمت آميز و هماهنگ   سياسي،اجتماعي ،اقتصادي،مردم سرنگون شده اند.از دهه 1980 تا كنون ديكتا توري هاي لهستان، چكسلواكي، روسيه، بلغارستان، آلمان شرقي، روماني، مجارستان، استوني، لاتويا، ليتواني، شيلي، آرژانتين،برزيل،نيكاراگوئه، پاناما، تايلند، اندونزي، اسلواني، آلباني، يوگسلاوي، زئير، سنگال، هائيتي و آفريقاي جنوبي در برابر جنبش هاي مردمي غير خشونت آميز تسليم شده اند

كشور ما طي بيست و هفت سال گذشته از لحاظ رفاه اجتماعي و توسعه اقتصادي و سياسي در مقايسه با كشورهاي همسايه و دنيا سير قهقرائي را طي  نموده است.درآمد سرانه ما در طي 27 سال گذشته از 2500 دلار به كمتر از 2300 دلار تقليل پيدا كرده است در حاليكه در اين مدت درآمد سرانه تركيه از 1.800دلار به 7400دلار،امارات متحده عربي از 4.000 دلار به25200دلار، پاكستان از 900 دلار به 2200 دلار،قطر از 3.800 دلار به 23200 دلار،بحرين از 2200 دلار به 40100 دلار تركمنستان از 1700 دلار به 5700 و آمريكا از 22000 دلار به40100 افزايش يافته است

. در اين مدت 4 مليون ايراني ترك وطن نموده اند.آنان زندگي در شرايط سخت آوارگي رابه زندگي خفقان بار بدون دريچه اميد در ايران ترجيح داده اند.

سعديا حب وطن  گر چه حديثي است شريف               

  نتوان زيست به ذلت كه من اينجا زاده ام

امروز ما بايد به خاطر آينده خود، فرزندان خود و آتيه كشورمان از اين مرحله رواني حالت ترس  و فرمانبرداري و سر تمكين فرود آوردن در مقابل آخوند هاي حاكم بيرون آمده دست در دست هم داده مقاوم  بايستيم  و خودو آينده كشورمان و فرزندان ايران را از شر اين رژيم ايران بر باد ده نجات دهيم

 

آنچه در جهان قرن بيست و يكم مسلم است اينست كه ديكتاتوريها همگي بالاخص ديكتاتوري فاشيستي آخوندي در ايران به زباله دان تاريخ تعلق دارند.آنها همه شكست پذير، از ميان برداشتني و رفتني هستند. با طرح و برنامه و استراتژي جامع صحيح و ضروري و مردمي، آگاه و آزاديخواه  ميتوان بخوبي شيشه عمرشان را شكست و به زندگي نحس شان خاتمه داد.اين كار هر چه سريعتر و با كمترين بها انجام ميگيرد،در صورتي كه مبارزان آزاديخواه با شناخت صحيح نقاط ضعف رژيم با داشتن برنامه و استراتژي جامع و اتحاد و همبستگي حملات خود را بطور مستمر متوجه آن نقاط ضعف كنند

بر خلاف آنچه اغلب متصور است، سرنوشت مردم  ستيزترين ديكتاتوريها نيز به مقدار بسيار وابسته  به خواست نسبي مردم در آزاد زيستن و اراده و قابليت مقاومت آنها در مقابل زندگي در شرايط بندگي است

زماني كه اكثريت افراد جامعه مصمم به از ميان برداشتن نظام حكومتي مستبد شده و لااقل چند درصد آنها خود را آماده تحمل انواع اعمال خشونت از جانب رژيم سركوبگر حاكم كرده باشند.،زماني است كه قدرت و توان نظام ولايت آخوندي مختل شده و آنان كه از آن حمايت ميكنند ديگر نخواهند توانست،به حفظ عمر آن ادامه دهند. مردمي را كه دست به سرپيچي از حكومت و حكومتيان ضد مردمي زده به زور نميتوان به فرمانبرداري و اطاعت وادار نمود

مردم ايران با اطمينان خاطر بايد بدانند كه اكثريت قريب به اتفاق آنان  امروز در زمره دشمنان  رژيم ولايت فقيه قرار دارند.آنها در انتظار نجات دهنده از خارج نبايد بمانند چون نجات دهنده اي در خارج نخواهد بود و اگر هم باشد اعتماد چنداني بدان نبايد داشت. نجات دهنده ما ايرانيان هستيم ومهمترين  نقش را  ايرانيان داخل كشور  ايفا خواهند كرد

نوشته شده توسط مرتضی در 9:48 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1386/04/28

دکتر مصدق

دکتر مصدق ميگفت: من نخست وزيرم و طبق قانون اساسی، وزراء مسئوليت مشترکی در برابرمجلس دارند، پس وزير جنگ را نيز بايد خودم تعيين کنم و در اعمال او مستقيما نظارت داشته باشم. و اين در حالی بود که تا آن زمان وزير جنگ را شاه شخصا تعيين می کرد و وزارت جنگ فقط مجری فرمان های او بود. پس از استعفای دکتر مصدق، شاه قوام السلطنه را مامور تشکيل کابينه کرد.
خبر استعفای مصدق موجی از خشم و ناآرامی پديد آورد و ملت در برابر اين خبر پرچم عصيان بر افراشت و مردم از همان روزهای اول به اعتصاب و اعتراض روی آوردند.
مبارزات مردم در روز بيست و نهم تير ماه گسترش يافت و زخمی ها و کشته های بيشتری برجای ماند. نيروهای ارتش و پليس در شهرها به حالت بسيج و آماده باش در آمدند.
در شهرستان های کشور همچنان اعتصاب، تظاهرات و زد و خورد جريان داشت. پالايشگاه آبادان تعطيل شد و اعتصاب عمومی همه شهر را فرا گرفت. در کرمانشاه و همدان عد ه ای کفن پوشيده، عازم تهران شدند. جلوی اين کفن پوشان را ژاندارمها در کاروانسرا سنگی گرفتند و پس از زد و خورد و مجروح شدن عده ای، آنان را در همان جا متوقف ساختند. روز سی تير سراسر شهر تهران تعطيل و همه مغازه ها بسته بود. از ساعت شش صبح مردم دسته دسته بسوی خيابان های مرکزی شهر روان شدند.

اگر آن روز رژيم استبدادی شاه که دم از آزادی و رفاه مردم ميزد و نمی خواست پست وزارت جنگ را به نخست وزير قانونی دهد و دست به کودتا زد و احمد قوام را به نخست وزبری منصوب کرد. امروز هم رژيم استبدادی ولايت فقيه خامنه ای که آزاديخواهان را به زندان انداخته و پاسدار اسماعيل احمدی مقدم را به سمت فرمانده جديد نيروی انتظامی منصوب کرده است، دست به کودتا ميزند و با تقلب در يک انتخابات! رسوا محمود احمدی نژاد را به رياست جمهوری می گمارد.

عليرغم استبداد و خفقان، ملت ايران پيروز خواهد شد و دور نيست آن روزی که آرزوی مصدق بزرگ تحقق يابد که ميگفت:
"چه زنده باشم و چه نباشم اميدوارم و بلکه يقـيـن دارم که اين آتش خاموش نخواهد شد و مردان بيدار کشور اين مبارزه را آنقدر دنبال ميکنند تا به نتيجه برسد."

نوشته شده توسط مرتضی در 13:19 |  لینک ثابت   •