پنجشنبه 1386/05/04
عصبانيت
عصبانيت
با خودم حرف مي زنم . نمي توانم بنشينم . مدام راه مي روم و به اين و آن بد ميگويم . در نظر مي آورم كه با ماموران نيروي انتظامي و ماموراني كه با بي حجابي برخورد مي كنند ، دعوا مي كنم و همه انها را زير مشت و مال له مي كنم .
بسيار ناراحت هستم از اينكه چرا نمي توانم نظرات مخالف خودم را به آساني تحمل كنم . ناراحت هستم از اينكه چرا در كشوري زندگي مي كنم كه فقط اسمي از گذشته دارد .
ناراحت هستم كه چرا ديگر مردم به ايراني بودن خود افتخار نمي كنند . نه فقط افتخار، كه حتي خود را ايراني نيز نمي دانند . از شاهان گذشته خود اطلاع درستي ندارند . تنها افتخار ايشان به اقوام تازي است كه ايران را به خاك و خون كشيده اند .
حتي مي خواهند مقبره كوروش را به طور غير مستقيم نابود كنند و اب گيري سد سيوند را افتخاري براي خود مي دانند .
اميدوارم اين عصبانيت من ناشي از احساسات زودگذر و تو خالي نباشد . اميدوارم اين احساس من باعث ايجاد تنفر از كشورم ، ايران ، نشود.
اي خدا مرا توان آن ده كه خدمتي بكنم و نيرويي بخشم .
بلي نيرويي كه با آن اسباب ديكتاتوري ولايت فقيه را برچينيم .
چهارشنبه 1386/05/03
مصاحبه اکبر گنجی با یکی از روزتامه ها(قسمت دوم)
مصاحبه اکبر گنجی با یکی از روزتامه ها
(قسمت دوم)
منظور در داخل و خارج است؟
خارج و داخل دو بحث متفاوت دارد؛اپوزیسیون خارج از کشور، با اینکه در اطلاع رسانی واقعیات داخل کشور، از طریق چند سایت، خوب عمل می کند، اما در انجام اقداماتی که حکایتگر یک اپوزیسیون باشد، تاکنون ناتوان بوده است. به صرف صدور بیانیه نمی توان اپوزیسیون ایجاد کرد. عمل جمعی، تشکل ساز است. اگر گروه های خارج از کشور نتوانند روزنامه راه بیندازند، اگر نتوانند یک تلویزیون ملی برای ایران راه بیندازند، اگر نتوانند گردهمایی های اعتراضی به سرکوب گسترده رژیم داشته باشند، ادعای هژمونی و وجود اپوزیسیون را کسی جدی نخواهد گرفت. جمعیت میلیونی ایرانیان خارج از کشور، برای گذار ایران به دموکراسی و زندگی صلح آمیز، بسیار کارها می تواند انجام دهد. در جهان غرب، گردهمایی برای ایرانیان هیچ هزینه ای جز صرف چند ساعت وقت ندارد. اما مسأله آنست که همه ما از گفتمان آرمان خواهانه و ایثارگرانه دهه چهل و پنجاه به گفتمان بی آرمان وکاسب کارانه عبور کرده ایم. گفتمانی که فقط به دنبال فایده است ، اما حاضر به پرداخت هیچ نوع هزینه ای نیست. حداقل کاری که اینک ایرانیان خارج از کشور برای دفاع از پیکارگران آزادی و حقوق بشر داخل می توانند انجام دهند، برگزاری سراسری و گسترده و همزمان" روز اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران" در کلیه کشور های جهان است. غیر از این یعنی دچار انفعال شده ایم و انفعال یعنی بی برنامه گی و پذیرش آنچه پیش می آید. همه ما گرفتار انفعال غیر قابل توجیه ایم. هر کس در برابر نقض حقوق بشر سکوت نماید، اخلاقاً در نقض حقوق بشر و سرکوب مشارکت دارد. جوانانی چون عبدالله مومنی که شبانه روز برای آزادی فعالیت می کنند و تنها چیزی که به دست می آورند، زندان است ، باید ما را به فکر وادارند. روشنفکری ایران، همیشه از مردم اسطوره سازی کرده است. هیچ کس نمی پرسد جمعیت میلیونی ایرانی خارج از کشور، که فرهیخته و بسیار ثروتمند است، برای گذار ایران به دموکراسی چه کرده است یا چه می کند؟ اگر در جامعه جهانی خجالت می کشد بگوید رئیس جمهور کشورش، احمدی نژاد است، برای آنکه او رئیس جمهورش نباشد، چه کرده است؟ آیا اگر کسی بگوید با مجموعه فعالیت هایی که شما داشته اید نشان داده اید که صلاحیت بیش از احمدی نژاد را ندارید، سخنی گزاف گفته و ما حق داریم دلخور شویم؟نباید از مردم اسطوره ساخت؛ آن هم مردمی که در طول تاریخ بلند خود فقط نظام های خود کامه ساخته اند. نظام سیاسی هر کشوری لباسی در حد قد و قامت مردم آن کشور است. اگر آن لباس کوچکتر از آنها باشد، لباس دریده خواهد شد. اگر مدعی هستیم، رژیم سلطانی ولایت مطلقه فقیه حق ما نیست، که نیست، باید آن را در عمل نشان دهیم
البته بعضی ها اعلامیه داده اند...
مسئله ما با صدور اطلاعیه حل نمی شود. تغییر گفتمان غیر دموکراتیک دهه های 40 و 50 به گفتمان دموکراتیک امروز، بسیار مثبت است. آن گفتمان به دموکراسی ختم نمی شد. در مقاله یوتوپیای لنینیستی شریعتی به بخشی از مشکل اشاره کردم. آن بحث را همچنان پیش خواهم برد تا دریافت خود را از مسأله بیان نمایم. اما آن گفتمان اگر چه بهداشتی نبود و نمی توانست به دموکراسی ختم شود، ولی در عین حال نکات مثبتی هم داشت. یکی از ویژگی های آن گفتمان این بود که به هر حال آرمانی وجود داشت و افراد برای آرمان هایشان مبارزه می کردند؛ اما ما نه تنها ایدئولوژی های توتالیتر را کنار نهادیم، بلکه آرمان خواهی را هم رها کرده ایم. مبارزه را هم تعطیل کرده ایم و اندکی نمی اندیشیم که اگر تا ابد در باره مفهوم آب بحث و گفت و گو کنیم، از دل مفهوم آب ، آب بیرون نمی آید. اگر تا ابد در باره مفهوم آزادی و دموکراسی گفت و گو کنیم، از دل این مفاهیم آزادی و دموکراسی بیرون نخواهد آمد. نسل دهه چهل و پنجاه، فلسفه و تئوری را مسخره می کرد ، آن را بورژوایی می خواند و فقط به پراتیک می اندیشید. نسل امروز به درستی به دنبال نظریه و تئوری است، اما عمل را به فراموشی سپرده و دموکراسی را به " روش" و " داور حل منازعه" تقلیل داده است. دموکراسی " ارزش " و " آرمان" تلقی نمی شود و تصور می شود که مفت به چنگ می آید. از این رو، " فایده گرایان بدون هزینه" یعنی کسانی که بدون پرداخت هزینه لازم برای رسیدن مقصد، می خواهند دولت را در چنگ بگیرند، کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و دیگر مبارزان آزادی را تنها گذاشته اند. ما نه تنها هیچ کاری برای اینان انجام نمی دهیم، بلکه در حد رساندن صدای آنان به گوش جهانیان نیز کاری نمی کنیم. به فکر زندانیان باشیم، آنها را تنها نگذاریم، همه ما در زندانی شدن آنها اخلاقاً مسئول هستیم. شجاعانه با وجدان خود روبرو شویم
