دوشنبه 1386/09/12
چه باید کرد؟(قسمت دوم)
چه باید کرد؟
(قسمت دوم)
زندگی در ایرانی قدرتمند و آزاد از آرزوهای تمام ایرانیان است که تا کنون به حقیقت نپیوسته است. احتمالا" دلدل آن این است که هیچ حرکت جدی و سرسختانه ای برای رسیدن به این هدف متعالی انجام نداده ایم. هرچند گاها" حرکتهایی در خور ستایش داشته ایم اما هیچ کدام از آنها به علت ادامه دار نبودن نتیجه لازم را به بار نیاورده است.
اگر حرکتی با آگاهی و دانش کامل آغاز شود قطعا" استمرار خود را تا رسیدن به هدف ادامه خواهد داد.
دوم خرداد سالی را به یاد می آورم که مردم سرشار از امید و آرزو و خواسنه های بسیار منطقی به پای صندوقهای رای رفتند تا آغازگر یک حرکت باشند. حرکتی که تا چهار سال بعد از آن نیز همچنان تداوم خود را حفظ کرد و به این ترتیب هشت سال پی در پی این حرکت ادامه یافت.
سر انجام یک بار دیگر قرار بر انتخاب شد. اما....
شاید کسانی امید و آرزوهایشان را پس از هشت سال تحقق نیافته می دیدند. شاید عده ای دست یافتن به آرزوهایشان را ناممکن دیدند. شاید ...
ناگهان حرکتی که آغاز آن دوم خرداد (همان دوم خرداد به یاد ماندنی) بود منقطع گردید. اکنون نمیدانم در شرایط کنونی چه باید کرد اما می دانم که شرکت نکردن در انتخابات آتی مجلس و رای ندادن باعث ادامه حرکتی خواهد شد که آقای احمدی نژاد و سایر هم مسلکان ایشان آن را بسیار می پسندند.
جمعه 1386/09/09
چه بايد كرد؟(قسمت اول)
چه بايد كرد؟
(قسمت اول)
در كشوري زندگي مي كنيم كه بدون شك در آن آزادي كامل وجود دارد البته براي حاكمانش تا هر چه خواستند انجام دهند و هر قانوني را كه مورد پسند ايشان بود اجرا كنند و يا اصلا" قانونن را اجرا نكنند. متاسفانه رئيس جمهورمان (با كمال احترام) از خرد و درايت كافي براي صحبت كردن در جمع برخوردار نيست. دليل اين مدعا سخنراني ايشان در يكي از سفرهاي استاني خود مي باشد كه در آن منتقدان دولت و خود را "بزغاله" ناميد. ايشان به جاي پرداختن به مشكلات اقتصادي و تورم بالا كه كمر هر ايراني را شكسته است بخشي از اين مشكلات را تاشي از دولتهاي گذشته و بخشي ديگر را نيز مربوط به تبليغات روزنامه هاي منتقد مي داند و تقريبا" منكر تورم حداقل 16 درصدي (اعلام شده از سوي بانك مركزي) مي باشد.
البته مشت نمونه خروار است. رئيس جمهور كه راس قوه مجريه مي باشد نمونه اي است براي ساير وزراي انتخاب شده از سوي ايشان. در حقيقت اگر وضع به همين منوال پيش رود در آينده اقتصاد كشور به كلي از هم خواهيد پاشيد و نه تنها نفت 90دلاري را در سر سفره هاي خود نخواهيم ديد بلكه اين نعمت خدا دادي را از دست مي دهيم. خدا نكند روزي را ببينيم كه در آن نفتي براي فروش نداشته باشيم. در اين صورت امثال آقاي احمدي نژاد هيچ مسئوليتي را در مورد اتمام نفت بر عهده نخواهند گرفت. دليل ايشان هم اين خواهد بود كه صادرات نفت را دولتهاي گذشته انجام داده اند و دولت من نيز نمي توانست جلوي فروش آن را بگيرد.{يك دليل بسيار محكم}
و صدها نمونه از اين را مي توان نام برد كه مجال پرداختن به آنها در اين مقال اندك ميسر نمي باشد. اكنون در شرايط كنوني سوالي مطرح ميشود به اين مضمون : چه بايد كرد؟
اگر نظري داريد بنويسيد تا در نگارش بعدي از نظرات شما استفاده شود.
پنجشنبه 1386/09/01
سالگرد قتل فروهر ها را گرامی میداریم
درد در رگانام
حسرت در استخوانام
| چيزي نظير ِ آتش در جانام |
|
| پيچيد. |
| سرتاسر ِ وجود ِ مرا |
|
| گويي |
چيزی به هم فشرد
تا قطرهيي به تفتهگي ِ خورشيد
جوشيد از دو چشمام.
از تلخي ِ تمامي ِ درياها
در اشک ِ ناتواني ِ خود ساغری زدم.
ای کاش ميتوانستم
خون ِ رگان ِ خود را
| من |
قطره
قطره
بگريم
| ای کاش ميتوانستم |
|
| ــ يک لحظه ميتوانستم ای کاش ــ |
اين خلق ِ بيشمار را،
گرد ِ حباب ِ خاک بگردانم
تا با دو چشم ِ خويش ببينند که خورشيد ِشان کجاست
و باورم کنند.
ميتوانستم!
