تبليغاتX
دوستت دارم ايران

دوشنبه 1388/06/23

پاسخ به : یک دانشجوی پزشکی حق جو

در وبلاگ ادبی سیاسی اجتماعی در بخش نظراتش مطلبی بود با این عنوان :

یک دانشجوی پزشکی حق جو

اسلام را نخواه. اسلام هم تو را نمی خواهد. اسلام که خواست شما نیست . خواست خداست.
چرا به چیزی که ندیدید ایمان آوردید؟ چرا شایعات را اصل می دانید؟ شایعاتی که برای خود شما هم ثابت نشده است.
اگر اسلام را می شناسی آیا اصل ولایت فقیه و تبعیت از فقها را فراموش کرده ای؟
اسلام یعنی تسلیم در برابر خدا و خواست خدا.
اسلام یعنی همه اسلام. هم مهربانی دارد و هم در جای خود خشونت. خشونت در برابر کسانی که جامعه را نا امن می کنند نه معترضان.
دوست عزیز ! می توانی از اسلام دفاع نکنی. روز قدس برای صهیونیست ها بیایی. مستندات ناقص و مخدوس موسوی و کروبی را قبول کنی و چشمانت را به حرف همه فقها ببندی. روزی که چشمت را باز می کنی شاید غرب را در ایران هم آنگونه که در عراق هست ببینی. البته فکر نکنم موفق شوی چون دموکراسی یعنی رای اکثریت. شما با اطو به برق زدن هم نتوانستی ثابت کنی که اکثریت هستی!

در پاسخ ایشان این مطلب را نوشتم :

جناب دانشجوي پزشكي حق جو

با سلام و احترام

1- گفته ايد:" اسلام هم تو را نمي خواهد.اسلام که خواست شما نیست . خواست خداست." تا جايي كه ما ميدانيم اسلام همه را مي خواند و براي همه بشريت است نه فقط براي حاميان دولت كودتا.ضمنا" شما هم سخنگوي اسلام نيستيد كه بگويد فلاني را مي خواهم يا نمي خواهم.خداوند اسلام نخواسته است بلكه خداوند به خواست بشريت كه همان اسلام است پاسخ داده است. اينگونه حرف زدن از اسلام را تمام مردم ايران ميشناسند و به اندازه كافي از آن متنفر هستند. شايد به خاطر اينگونه ادبيات باشد كه بسياري از جوانان ما از اسلام دل خوشي ندارند.

2- شايعات گاهي در تلوزيون و گاهي در اينترنت پخش مي شوند.اگر شايعه اي در اينترنت پخش شود و شما آن را شايعه بدانيد احيانا" اگر دلتان خواست مي توانيد در رد آن شايعه مطلبي بنويسيد به طوري كه بيشتر كاربران آن را ببينند .به اين ترتيب مي توانيد در رد آن شايعه گامي برداريد. اين مورد گاها" در مورد تلوزيون نيز صادق مي باشد. مثلا" ميتوانيد به تلويزيون بي بي سي زنگ بزنيد و كلا" از موسوي و كروبي بدگويي يا انتقاد كنيد.كداميك از موارد بالا در مورد خبرهايي كه از رسانه ميلي پخش مي شوند صادق است. آيا شما فكر ميكنيد حق با غالب است؟

3- مهم ترين منبع اسلام قرآن است و يا نهج البلاغه. اگر يك بار و فقط و فقط يك بار توانستيد عبارت "ولايت فقيه" و يا هر عبارتي كه در كل معني "تبعيت از فقها" را در بر داشته باشد را در هر كدام از اين كتابها پيدا كني پس اطاعت بي چون و چرا از ولايت مطلقه فقيه واجب مي باشد. شما مطمئن باشد چنين چيزي تا كنون پيدا نشده است.

4- من عده اي از فقها را ميشناسم كه مستندات رهبران جنبش سبز را قبول دارند. كساني مثل آيت ا.. بيات زنجاني و آيت ا... صانعي و آيت ا... اميني و آيت ا.. جوادي آملي و ... . آيا شما حاضر به تبعيت از اين فقها هستيد؟ آيا شما حاضر هستيد چشمانتان را به حرف اين فقها ببنديد؟

5- غرب در عراق يك ديكتاتوري كه هشت سال به ما ضربه زده بود را از بين برد و دشمن ما را به دوست و برادر همسايه مان تبديل كرد.شايد اگر غرب اين كار را نميكرد امثال من و شما نميتوانيتيم تا آخر عمر به زيارت عتبات عاليات نايل شويم. به قول يكي: نفتش مال غرب ثوابش مال ما. اين از بي عرضگي عراقيها و يا چيز ديگه اي بود كه به جاي اينكه خودشون حكومت ديكتاتوري صدام رو از بين ببرند و امورات مملكت رو خودشون اداره كنند اينقدر دست روي دست گذاشتن تا اين غربيها اين كار رو واسشون كردند و البته غرب هم داره بهره خودش رو از اين كار ميبره.

 به نظر شما ما هم بايد صبر كنيم تا غرب اين كار رو برامون انجام بده و منابع كشورمون رو به غارت ببره يا خودمون اين كار رو خودمون بكنيم و منافعش هم البته مال مردم خودمون باشه؟ 

6- من هم با نظر شما موافق هستم كه با اطو به برق زدن نمي توان اكثريت را اثبات كرد.بسيار خوب. آيا شما با 25 ميليون راي توانستيد ثابت كنيد اكثريت هستي؟(اين به آن در). اگر ما هم از امكاناتي برابر با شما (رسانه و امكانات مالي و ..) بر خوردار بوديم شايد تشخيص اكثريت كار مشكلي نبود.

 

نوشته شده توسط مرتضی در 11:33 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1388/06/21

مرض خود علي بيني

یکی از بیماریهای ویروسی و بسیار خطرناک٬ بیماری خود علی بینی است. این بیماری در کشورهای جهان سوم و مخصوصا کشورهای اسلامی از معضلات بهداشتی بشمار میرود. در این بیماری معمولا ابتدا مغز شخص مبتلا مورد حمله ویروس قرار میگیرد و سپس وارد سیستم عصبی و روانی بیمار میگردد.

از نشانه‌های بالینی این مرض میتوان به اشتها به درگیری٬ دشمن پنداری٬ کله شقی و در یک کلام دیکتاتوری نام برد. شخص مبتلا به این ویروس همیشه در توهم این است که در جایگاه علی نشسته و بقیه یا طلحه و زبیرند و یا جاسوس معاویه. هرآنکس که در دستش یک کارد میوه‌خوری هم باشد در نظر او ابن ملجم است که شمشیر زهرآلود گرفته تا فرقش را از وسط بشکافد. بخاطر همین است که به پیر و جوان٬ دوست و دشمن٬ خودی و غیر خودی رحم نمی‌کند و همه را میخواهد یا بکند یا بکشد و یا بازداشت کند. تازه انتظار دارد کسی هم اعتراض نکند!

درمان این بیماری بسیار مشکل و تقریبا غیر ممکن است. مقاومت گونه‌های این ویروس به انواع آنتی بیوتیک‌ها در سالهای اخیر پزشکان را به این نتیجه رسانده است که این بیماری اصلا درمان پذیر نیست و باید یک ابن ملجم واقعی پیدا شود و بزند دهان او را سرویس کند تا همه از شزش خلاص شوند.
مردک عوضی! چه زر زرهایی در نمازجمعه امروز کرد. گفت همانطور که علی مقابل دشمنان ایستاد و چشم فتنه را کور کرد من هم مقابل شما می‌ایستم وهمه را به خاک و خون می‌کشم.

منباء : ملا حسني

ایهاالناس یک ابن ملجم ورزیده و درست و حسابی سراغ ندارید؟

نوشته شده توسط مرتضی در 12:36 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1388/06/19

بیانیه شماره 12 مهندس موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم


خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است. آنان به بند كشیده شده اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجايع اخير آزادند و مسئولان ادعا مي‌كنند حتما به جنایاتي كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانيان را پیگیری می‌کردند این کار را انجام مي‌دهيد؟
المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟
مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاش‌های شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايي خطير در پيش‌رو قرار گرفته است. دستگيري كسانی چون دكتر بهشتي يك نشانه است كه از حوادثي سهمگين‌تر خبر مي‌دهد. اما باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود مي‌رساند باقي مي‌ماند. و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض. آرامش و هوشياري خود را حفظ كنيد. سلسله حوادث جديدي كه آغاز شده است به مانند ديگر تحركات كور اين ايام براي مخالفان شما جز خسارت باقي نخواهد گذاشت. مراقب باشيد كه آنها شما را تحريك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.
اينجانب به ویژه هتك حرمتي كه از بهشتي مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامي دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت مي‌گويم و از خداوند آرزومندم ضايعه‌اي كه با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.

نوشته شده توسط مرتضی در 10:20 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/06/17

عاطفه امام آزاد شد

او در حالی که چادرش توسط ربایندگان به او پس داده نشده بود، با مقنعه ای پاره در حالیکه کیف پولش را از او گرفته بودند در بهشت زهرا وادار به پیاده شدن از ماشین می شود. او در حالی که تهدید شده بود که چشم بندش را باز نکند بعد از مدت زمان طولانی‌ای که در یکی از قطعات بهشت زهرا رها شده بود، چشم بندش را برداشته و متوجه می شود که آزاد و به حال خود رها شده است. سپس به دلیل تاریکی نسبی هوا به حرم امام خمینی پناه می برد و با تلفن عمومی با منزل تماس می گیرد و درخواست کمک می کند. پس از رسیدن خانواده، او همان لحظه به نیروهای پلیس مستقر در حرم امام مراجعه و با تنظیم یک صورتجلسه از کسانیکه وی را ربوده بودند شکایت می نماید.

دختر 19 ساله جواد امام، دیروز در حالی که برای پی گیری وضعیت پدر دربندش به کمیته پیگیری بازداشت شدگان ستاد میرحسین موسوی مراجعه کرده بود، در حال خروج از این کمیته در خیابان طالقانی توسط یک خودروی پاترول و پژو و ربوده و سپس به محل نامعلومی منتقل شد.

در بین راه یکی از ربایندگان مرد، با کشیدن چادر از سر وی به او می گوید تو لایق چادر به سر کردن نیستی و در عین حال با دست مقنعه وی را کنار زده و هدبندی را که بر سر وی بوده جلوی چشمش کشیده و با دست سر وی را به سمت پایین خم می‌کند تا به محلی نامعلوم می رسند.

لازم بذکر است در خودرو به وی گفته می شود از موبایل خودش با خانواده تماس بگیرد و بگوید که بازداشت شده و چادر از سر وی برداشته اند.

عاطفه امام در حالیکه نمی دانسته در چه محلی به سر می برد با دستان و چشمان بسته توسط دو مرد مورد بازجویی قرار می گیرد. در ابتدا متونی را که مدعی شده بودند متن مکالمات مکتوب (چت ها) ما بین او و دیگران است در مقابلش قرار می دهند و از وی می خواهند به داشتن روابط نامشروع با برخی از فعالان سیاسی بخصوص جوانان در بند اعتراف کند. وقتی از این موضوع به نتیجه ای نمی رسند، با پخش مکالمات تلفنی و یا صداهایی که از شنودهای تلفنی در روزهای اخیر بدست آورده بودند او را به توهین به رییس جمهوری و رهبری متهم می کنند. همین طور این دختر 19 ساله را که تا پیش از این صرفا تحصیل می کرده است را متهم می کنند که زندانیان سیاسی آزاد شده و خانواده های اسرای در بند را به فعالیت های سیاسی ترغیب می کرده است.

وقاحت ربایندگان تا حدی بوده است با آنکه عاطفه امام با زبان روزه ربوده شده بود تا زمان آزادی هیچ غذایی در اختیارش نگذاشته بودند و فقط چند ساعتی که در یه محل کثیف با یک گربه زندانی بوده است به وی تکه ای سیب زمینی پخته می دهند که آن را برای گربه پرت می کند و آب را هم به بهانه آنکه اگر آب بخورد نیاز به دستشویی پیدا می کند از او دریغ می کنند.

گذشته از جزئیات این ماجرا و محتوای سوالات، چیزی که در این اتفاق بیست و چند ساعته نمود بیشتری دارد آن است که از یک طرف از لحظه ربایش وی، تمام پی گیری های خانواده از مسئولین عالی رتبه نظام تا دادگاه انقلاب و ناجا و سپاه بی نتیجه بود و همه از بازداشت وی ابراز بی اطلاعی می کرده اند. از رییس دادگستری تا رییس قوای مقننه و قضائیه و از سپاه تا نیروی انتظامی، این در حالی است که افراد رباینده خود را افراد ناجا معرفی کرده اند اما عاطفه می گوید احتمالا مردی را دیده است که شباهت زیادی به کسی داشته است که از طرف اطلاعات سپاه برای بازداشت پدرش به منزل مراجعه کرده بود، البته وی این موضوع را با اطمینان نمی گوید. از طرف دیگر، با توجه به اظهارات عاطفه امام مبنی بر اینکه در این بیست و چند ساعت چندین بار وی را به مکان های مختلف منتقل نموده اند و اینکه وقتی در حال جابجایی اش بوده اند با بیسیم به افراد داخل ماشین گفته می شود "عاطفه را تو خیابان پیاده کنید. موضوع لو رفته" که همین باعث می شود وی را در بهشت زهرا پیاده کنند.

این بازداشت از جهات مختلفی جالب توجه است، صبح روز دو شنبه وی را در بین راه در منطقه ای نزدیکی حرم حضرت عبدالعظیم از ماشین پیاده می کنند و اجازه می دهند با تلفن عمومی به مادرش تماس بگیرد و صحبت کند و دوباره وی را به محلی در همان نزدیکی می برند.

این نوع رفتارها و برخی رفتارهای مشابه که امکان انتشار آن وجود ندارد شباهت بسیار زیادی به بازداشتهای خودسرانه اواخر دهه 70 دارد.

در اواخر دهه هفتاد افراد و فعالان سیاسی، اجتماعی توسط گروه هایی که خودسر خوانده می شدند، به همین روشها بازداشت و در محل هایی نزدیک شهر ری و در خانه های به اصطلاح امن مورد بازجویی های ناشیانه و عجولانه قرار می گرفتند و سپس در اطراف تهران در خیابان رها می شدند.

پس از ترور نا فرجام دکتر حجاریان در سال 79، معلوم شد این افراد از محل هایی به نام "دخمه" این نوع اعمال را تحت پوشش و یا با هماهنگی نهادهای نظامی خاص به سرانجام می رسانند. البته با توجه به آزادی سریع سعید عسگر و عدم محاکمه سران این اماکن، بسیاری از کارشناسان در آن زمان برخی از نهادهای نظامی را پشت این قضیه می دیدند که البته در هیچ دادگاهی مورد بررسی قرار نگرفت.

حالا با گذشت بیش از 8 سال از آن وقایع به نظر می رسد فعالیت های دخمه نشینان دوباره از سر گرفته شده است و تحت حمایت کودتا گران نسبت به اعمال فشار به زندانیان و خانواده های شان و فعالان سیاسی اجتماعی اقدام نمایند.

دلسوزان نظام بهتر است قبل از اینکه این مفاسد تبدیل به غده های چرکین شوند دست این دخمه ها و دخمه بازها را کوتاه کنند تا اینچنین حرمت یک دختر محجبه در کشوری که صدای اسلام و عدالت خواهی اش گوش همه را کر کرده است هتک نشود.

نوشته شده توسط مرتضی در 16:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1388/06/16

عاطفه امام را رها کنید !

عاطفه امام را رها کنید !

رذالت های اینها به جایی رسیده که برای به حرف آوردن یک زندانی در بند که حاضر نیست به خواسته های غیر انسانی اینها تن بدهد ، دخترش را از خیابان می دزدند و بازداشت می کنند . پدر را به جرم ناکرده محبوس کرده اند و خانواده اش را مدت ها مرود آزار قرار داده اند و حال دخترش را نیز بازداشت کرده اند و چادر از سرش کشیده اند و به او توهین می کنند … لیاقت چادر را آنهایی ندارند که این مزدوران را در زیر چادرهایشان پرورش داده اند که امروز متفکران و اندیشمندان و مبارزین ایرانی را مورد حمله قرار دهند و سپس برای وادار نمودن آنها برای اعتراف به جرم های ناکرده فرزندانشان را به سرقت ببرند !

ننگ بر آنان که برای محقق کردن حقوقشان دست به هر جنایتی زدند … ننگ بر آنان که خانواده ها را محزون کردند و فرزندان و همسران را از دیدن عزیزشان محروم کردند … ننگ بر کسانی که تفکر را زشت انگاشتند و شکنجه و بازداشت و آزار مبارزین و خانواده هایشان را زیبا و ننگ بر ما اگر سکوت کنیم … دوستان وبلاگ نویس بنویسید و فشار بیاورید … نباید بگذاریم این شرایط ادامه پیدا کند … بازتاب دستگیری فرزند آقای امام باید آنقدر عمیق و بزرگ باشد که از تکرارش بترسند و عاطفه امام که تنها 19 سال دارد را آزاد کنند تا به آغوش خانواده اش بازگردد … نباید بگذاریم عاطفه امام در بازداشت باقی بماند … باید در حمایت از جواد امام و خانواده ی ایشان که خودش نیست تا به آنها دلگرمی دهد تلاش کنیم تا از خانواده اش حمایت و مراقبت شود … خوب به خاطر دارم که زمانی که نامه ی عاطفه امام به پدر دربندش را خواندم چقدر متاثر شدم که چرا باید پدری که فرزندش را اینچنین اندیشمند بار آورده امروز پشت میله های زندان باشد و حال امروز عاطفه امام هم دربند است … امروز ما باید برای جواد امام و عاطفه امام بنویسیم و از حقوق تضییع شده شان دفاع کنیم ! سکوت جایز نیست دوستان !

نوشته شده توسط مرتضی در 9:3 |  لینک ثابت   •